هفته گذشته در تقويم رسمي کشور به نام هفته پژوهش تبث شده بود که ستاد ملي هفته پژوهش نيز با توجه به اهميت و ضرورت تحقيق و پژوهش اقدام به اجراي برنامه هايي نظير برگزاري نمايشگاه دستاوردهاي پژوهش، مطرح شدن سوال پژوهش در مدارس و غيره به صورت متمرکز نمود، اما جاي خالي پژوهش ها و تحقيقات اجتماعي با توجه به جايگاه خاص آن در بررسي آسيب هاي اجتماعي و ارايه راهکارهاي آن در برنامه ريزي هاي هفته پژوهش به ويژه در استان گلستان کاملاً محسوس بود. علوم اجتماعي و به خصوص جامعه شناسي به عنوان يکي از انواع معرفت بشري همواره به دنبال پاسخگويي به سوالات متعددي بوده است که ريشه در حس کنجکاوي انسان دارد.
به عبارت ديگر جامعه شناسي از طريق تحقيق و پژوهش سعي در پاسخگويي به سوالات متعدد اجتماعي داشته و در اين راستا از روش هاي گوناگون علمي استفاده کرده است. اما متأسفانه علي رغم اهميت علوم اجتماعي بعضاً شاهد برخي بي مهري ها نسبت به اين رشته و پژوهشگران آن هستيم. سابقه آموزش پژوهشگري علوم اجتماعي به عنوان يکي از رشته هاي تحصيلي دانشگاهي در استان گلستان قريب به 02 سال مي باشد، اما هنوز اين رشته به جايگاه شايسته خود نرسيده و با فراز و فرودهاي بسياري همراه است. گرايش بسياري از دانشجويان به اين رشته تحصيلي، افزايش نياز جامعه به رشد اين رشته و کارايي نداشتن مطلوب دانش آموختگان علوم اجتماعي در تحقيق و پژوهش موضوع گفتگوي دوستانه ما با دکتر غلامرضا خوش فر دکتري تخصصي جامعه شناسي سياسي(Ph.D ) است.
دکتر خوش فر متولد 3431 در روستاي رحمت آباد از توابع علي آباد کتول است که بعد از اتمام دوران متوسطه، در سال 2631 در رشته پژوهشگري علوم اجتماعي دانشگاه تهران پذيرفته شد. پس از پايان دوره کارشناسي ضمن حضور در جبهه هاي نبرد و گذراندن دوران خدمت سربازي، در سال 1731 وارد دانشگاه تهران شد و در رشته جامعه شناسي محض دوران کارشناسي ارشد خود را سپري کرد و در سال 7831 نيز در رشته جامعه شناسي سياسي از دانشگاه علامه طباطبايي موفق به اخذ دانشنامه دکتري خود شد. وي تا کنون 62 طرح تحقيقاتي و 64 عنوان مقاله علمي در زمينه سرمايه اجتماعي، مشارکت سياسي، امنيت اجتماعي، فرهنگ عمومي و فناوري اطلاعات و ارتباطات را در پرونده علمي فعاليت هاي تحقيقاتي خود به ثبت رسانده است. از سوابق آموزشي دکتر خوش فر نيز مي توان به تدريس دروس تخصصي رشته علوم اجتماعي در دانشگاه هاي مازندران، پيام نور بهشهر، دانشگاه آزاد اسلامي واحد آزادشهر، دانشگاه علامه طباطبايي و در حال حاضر نيز دانشگاه جامع گلستان اشاره کرد.
وضيعت کيفي و کمي پژوهش هاي علوم اجتماعي را در گلستان چگونه ارزيابي مي کنيد؟ اگر بخواهيم پژوهش هاي انجام شده علوم اجتماعي استان را ارزيابي کنيم، ابتدا بايد تحقيق هاي انجام شده را بررسي نماييم. متأسفانه گرايش به انجام تحقيقات بنيادي در استان بسيار کم مي باشد. تحقيقات بنيادي تحقيقاتي هستند که نتايج آنها به گسترش مرزهاي دانش کمک مي کند. از آنجايي که نتايج تحقيقات کاربردي در حوزه علوم اجتماعي منجر به حل مسائل و مشکلات اجتماعي مي شود، لذا دستگاه هاي اجرايي استان تاکنون در اين زمينه فعاليت هاي قابل ملاحظه اي داشته اند. به عبارت ديگر مي توان گفت رويکرد پژوهش هاي اجتماعي استان، رويکرد انجام تحقيقات کاربردي است زيرا اکثريت قريب به اتفاق دستگاه هاي اجرايي مرتبط استان که تأمين اعتبارات و بودجه هاي پژوهشي را بر عهده دارند، اولويت را به پژوهش هاي کاربردي مي دهند. به همين دليل پژوهشگران و محققان حوزه علوم انساني و اجتماعي اگر بخواهند به انجام تحقيق بنيادي بپردازند، بي پناه و بدون حمايت مادي و معنوي مي مانند. دستگاه ها و سازمان هاي مختلفي نظير بهزيستي، آموزش و پرورش، فني و حرفه اي، تعاون، استانداري، نيروي انتظامي، فرهنگ و ارشاد اسلامي، دادگستري، صدا و سيما، کميته امداد امام خميني و تربيت بدني استان در بخش پژوهش هاي کاربردي فعاليت دارند و به عنوان کارفرما هر ساله اولويت هاي پژوهشي خود را در موضوعات مختلف اعلام مي کنند و با محققين و پژوهشگران قرارداد مي بندند. ا
ما نتايج فعاليت هاي پژوهشي اين دستگاه ها در تصميمات و برنامه ريزي هاي آنها چندان ملموس نيست. کار بست نتايج و يافته هاي تحقيقاتي يکي از مشکلات مهم تحقيق و پژوهش در جامعه ما است. عدم بکارگيري نتايج تحقيقات در تصميم گيري مديران موجب عقيم ماندن نتايج آن مي شود. اکثر مديران به انجام کار پژوهشي تمايل دارند و سفارش کار تحقيقاتي مي دهند، اما بر خلاف شعار هفته پژوهش (بدون تحقيق و پژوهش تصميم نگيريم) در برنامه ريزي هاي خود از آن استفاده نمي کنند، زيرا کارشناساني که بايد تحقيقات انجام شده را بررسي نمايند و آنها را به کار ببندند، غير فعال اند.
راهکار شما براي حل اين معضل چيست؟ متأسفانه ما با فقر نيروي متخصص علوم انساني و اجتماعي در استان گلستان مواجه هستيم. کارشناسان حوزه پژوهش ادارات و دستگاه هاي اجرايي که کار پژوهشي انجام مي دهند بايد به کاربست نتايج تحقيقات در سطوح مختلف سازمان توجه ويژه اي داشته باشند در صورتي که حتي بعضاً فراموش مي کنند که يک کار پژوهشي در باره فلان موضوع با صرف فلان مقدار هزينه انجام شده است. در بسياري از موارد تحقيقات انجام شده ادارات تنها به ارايه گزارش سالانه عملکرد حوزه پژوهشي و نمايش در ويترين ها ختم مي شود.
در حال حاضر مهمترين مشکل براي انجام کار تحقيقاتي و پژوهشي در استان چيست؟ يکي از مشکلات عمده ما اين است که طي چند سال اخير بودجه هاي انجام پژوهش بسيار کاهش يافته وحتي در بعضي از سازمان ها اين بودجه نزديک به صفر رسيده است. کمبود اعتبارات نيز به نوبه خود منجر به کمرنگ شدن فعاليت هاي پژوهشي در عرصه هاي مختلف شده است. علاوه بر اين ساختار سازماني براي انجام فعاليت هاي پژوهشي نارسا، ضعيف و اغلب نا کارآمد است. موانع اداري و مالي از مهمترين موانع سازماني در اين زمينه بشمار مي رود. انجام پژوهشهاي موازي، در برخي موارد انجام پژوهش توسط محققان غير حرفه اي، فقدان انگيزه لازم و کافي در ميان اهل علم و ادب و محققان با صلاحيت براي انجام پژوهش و بسياري موانع در سطح کلان از جمله موانع و مشکلات پژوهش در استان مي باشند.
به نظر شما ضرورت انجام تحقيق در موضوعات اجتماعي چيست؟ تحقيقات و پژوهش هاي علمي يکي از ارکان توسعه اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي تلقي مي شود و توسعه بدون انجام تحقيقات ميسر نيست. يافته هاي علمي و پژوهشي در واقع محصولاتي هستند که به جامعه و نهادهاي مختلف اجتماعي عرضه مي شوند. جامعه براي رسيدن به اهدافش نياز به شناخت بهتر روابط و پديده هاي طبيعي و اجتماعي و ابزارهاي مناسب براي تغيير و کنترل آن دارد که نتايج تحقيات و پژوهش ها با بهره مندي از نهاد علم اين شناخت را به جامعه مي دهد. در سطح جهان نيز تحقيق و پژوهش به عنوان کارکرد ضروري دانشگاه ها پذيرفته شده است. سازمان جهاني يونسکو معتقد است که دانشگاه تربيت نيروي انساني متخصص را بر عهده دارد و انجام تحقيقات نيز به عهده دانشگاه ها است.
به نظر مي رسد دانشگاه هاي ما در تربيت نيروي متخصص تحقيق و پژوهش چندان موفق نبودند. سلسله مراتب هرم آموزش عالي کشور درست چيده نشده است و تحصيلات تکميلي در کنار هم رشد نکردند. فقدان دوره کارداني در رشته علوم اجتماعي موجب فقدان نيروي انساني نيمه ماهر در حوزه پژوهش مي شود که انجام فعاليت هاي مربوط به اين دسته از متخصصان توسط دانش آموختگان مقطع بالاتر با مشکل مواجه مي شود. به عنوان مثال يک دانش آموخته مقطع کارشناسي انگيزه لازم را براي اشتغال به کار در يک واحد پژوهشي به عنوان پرسشگر را ندارد، زيرا شأن و منزلت خود را بالاتر از آن مي بيند، در حالي که يک کاردان علوم اجتماعي براي جمع آوري اطلاعات و ورود و پردازش داده ها تربيت مي شود و انجام کارهاي مربوط به گردآوري داده ها کاملاً مطبوع و مطلوب وي است. در سال هاي قبل از انقلاب دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، تکنسين(کاردان) علوم اجتماعي را صرفاً براي گردآوري اطلاعات تحقيقات اجتماعي تربيت مي کرد، اما در حال حاضر متأسفانه اين مقطع تحصيلي براي رشته علوم اجتماعي پيش بيني نشده است.
تدريس رشته پژوهشگري علوم اجتماعي در دانشگاه هاي گلستان سابقه چند ساله دارد، اما متأسفانه نيروي متخصص کيفي انگشت شماري از اين رشته فارغ التحصيل مي شوند، به نظر شما ريشه اين مشکل در کجاست؟ براي پاسخ به اين سوال بايد به دو موضوع مهم اعم از کيفيت آموزش و موانع پژوهش در دانشگاه ها توجه داشت. علوم اجتماعي با گرايش هاي مختلف در سطح کارشناسي در دانشگاه آزاد اسلامي آزادشهر، پيام نور گرگان، گنبد و کردکوي و دانشگاه جامع گلستان تدريس مي شود که براي ارزيابي کيفيت پژوهش در دانشگاه ها بايد نحوه آموزش و کيفيت تدريس اين رشته ها را ارزيابي کرد. يکي از مهمترين مشکلات در اين زمينه ورود دانشجويان بي انگيزه و حالت توفيق اجباري داشتن تحصيل در اين رشته مي باشد. تعداد قليلي از دانشجويان علاقمند و با انگيزه که در ميان خيل دانشجويان اين رشته وجود دارند، اغلب از رشته هاي غير علوم انساني وارد اين رشته شده اند. لذا ترغيب دانش آموزان رشته هاي رياضي و يا مجهز نمودن دانش آموزان علوم انساني به رياضيات و آمار براي ورود به رشته علوم اجتماعي ، يکي از راهکارهاي عملي براي ارتقاء کيفيت علمي دانش آموختگان اين رشته مي باشد. در سطح کلان نيز بيکاري دانش آموختگان اين رشته و فقدان مهارتهاي لازم براي جذب در بازار کار را نبايد فراموش کرد. سرانجام اينکه آمورش و پژوهش دو بال ارتقاء و پرواز به سوي تعالي هستند که بدون وجود هر يک از آنها نمي توان به توسعه علمي و اجتماعي اميدوار بود.
به نظر شما مهمترين موانع پژوهش در دانشگاه ها چيست؟ بر اساس نتايج و يافته هاي تحقيقات انجام شده مهمترين موانع انجام پژوهش در سطح دانشگاه هاي غرب کشور (دانشگاه بوعلي سينا همدان، رازي کرمانشاه، لرستان، کردستان و ايلام) مشکلاتي از جمله مقررات مالي دست و پا گير، کمبود تسهيلات، نداشتن توانايي حرفه اي در ارتباط با انجام پژوهش، پايين بودن انگيزه و جايگاه پژوهش در نظام اداري، محدود بودن شبکه هاي اطلاع رساني، تراکم برنامه هاي درسي استادان دانشگاه ها و عدم برگزاري کارگاه هاي پژوهشي به عنوان موانع پژوهش در دانشگاه عنوان شده است. همچنين بر اساس مطالعه ديگري در دانشگاه مازندران عدم تشکيل اجتماع علمي، فقر ارتباطات علمي بين دانشگاه ها، جهت گيري علمي دانشگاه و فعاليت در مقاطع تحصيلات تکميلي نيز به عنوان مهمترين موانع و عوامل فعاليت هاي علمي و پژوهشي اعضاي هيات علمي دانشگاه ها معرفي شده است.
پيشنهاد شما براي ارتقاء فعاليت هاي علمي و پژوهشي دانشگاه ها چيست؟ افزايش ارتباطات علمي نظير برگزاري همايش هاي علمي، دسترسي به مجلات و کتاب هاي علمي، دسترسي به شبکه هاي علمي اطلاع رساني، استفاده از فرصت هاي مطالعاتي، ارتباطات مستمر با دانشمندان هر رشته و يا ايجاد دانشکده نامرئي، همچنين گسترش دوره هاي تحصيلات تکميلي و اصلاح ساختار هرم آموزش عالي، کيفيت گرايي و جهت گيري دانشگاه به سمت رفتارهاي مبتني بر صلاحيت به جاي صميميت و رابطه شخصي را مي توان نام برد.